ویستا مرجع مهمترین عناوین خبری / چهارشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۳ / Wednesday, 23 April, 2014
اضطراب و اثرات مخرب آن بر تن و روان

اضطراب و اثرات مخرب آن بر تن و رواناضطراب، عبارت است از ترس از یک عامل ناشناخته و نامعلوم که موجب پریشانی فکر و گاه، بروز علائم احساس خطر، از جمله تپش قلب و رنگ پریدگی نیز می شود.
ذهن و روان ما انسان ها همواره گوش به زنگ علائم خطر است که پیرامون ما وجود دارند و از وقوع رخدادهای ناخوشایند یا آسیب زننده، به ما آگاهی می دهند. فکر تمام انسان های طبیعی، مجهز به یک مکانیسم (ساز و کار) «دور اندیشی» و «پرهیز» است که تا جای ممکن، ما را از گزند عوامل گوناگون، در امان می دارد.
در روند یک حادثه ی ناخوشایند، نخستین رویداد، عبارت است از «احساس خطر» که موجب تپش قلب، افزایش فشار خون، انقباض عروق پوستی (به صورت رنگ پریدگی صورت)، تندتر شدن سرعت تنفس و انقباض عضلات اندام ها می شود که در مجموع، بدن را برای مرحله ی دوم یعنی «گریز» یا «ستیز»، آماده می سازد.
بنا بر این در می یابیم که مکانیسم های احساس خطر که نوعی «هراس» را در آدمی برمی انگیزند، برای بقا و دوام هستی وی ضروری اند. در حقیقت، این مکانیسم ها در تمام جانوران وجود دارند؛ ولی: چرا اضطراب و نگرانی، مختص نوع بشر است؟
اضطراب، عبارت است از ترس از یک عامل ناشناخته و نامعلوم که موجب پریشانی فکر و گاه، بروز علائم احساس خطر، از جمله تپش قلب و رنگ پریدگی نیز می شود. بنا بر این در فرایند اضطراب، برخلاف «ترس طبیعی و واقعی» یک عامل حقیقی ترس آور یا خطرناک یا آسیب زننده وجود ندارد؛ بلکه فقط به طور خودکار، ذهن آدمی، دچار احساس خطر می شود. نگرانی را می توان یک حالت فرض به شمار آورد که پیش درآمد اضطراب است.
در این جا داستانی فیلسوفانه از ادبیات غرب را ذکر می کنیم که به گونه ای زیبا، اضطراب و نگرانی بی مورد آدمی را توصیف می کند:
رهگذری به شخصی که در زیر درخت سالخورده ای آرمیده بود گفت: «نمی ترسی؟». شخص پاسخ داد: «از چه؟». رهگذر گفت: «شاید درخت بر روی تو فرو افتد!». و شخص پاسخ داد: «شاید هرگز درخت، فرو نیفتد!».
در این تمثیل، تفاوت دو اندیشه ی متضاد را که یکی در جهت نگرانی و اضطراب و دیگری در راستای آرامش و وارهیدگی است، به خوبی مشاهده می کنید.
در حقیقت، هر گاه ذهن ما بر اثر تنش های روانی (استرس ها) و حوادث ناخوشایند و ناگواری هایی که در زندگی، به دفعات برایمان رخ می دهد، از روال عادی خارج شود و حساسیت بیش از حد به رخدادهای آتی و احتمالی پیدا نماید، دچار اضطراب می شویم و کم کم به حالتی می رسیم که فکرمان فقط بر اتفاقات ناگوار یا بیماری های لاعلاج و کشنده گواهی می دهد و آرامش و امنیت در این میان، گم و فراموش می شود. هر چه بیشتر نگران شویم، بیشتر احساس های خطر و هراس به سراغمان می آید و در نتیجه، در جهت افکار مضطربانه می اندیشیم.
● اضطراب طبیعی
باید بدانیم که درصدی از واکنش های بدنی در برابر اضطراب، واکنش ستیز و گریز بدنی است که نشانه ی سلامت جسمی شماست؛ چون پیامی که به مغز رسیده، این است که: «من در معرض تهدید قرار گرفته ام».
بنا بر این نباید فکر کنید که بدن، دچار واکنش منفی شده است؛ بلکه بدن در صدد حفظ بقای شماست و بهتر است این نیروی اضافی و بدون استفاده را به سوی کاری هدایت کنید. بنا بر این، درصدی از اضطراب، طبیعی است و در همه ی انسان ها به عنوان واکنش طبیعی وجود دارد و باید آن را به نحوی مثبت بپذیرید.
● آثار مخرب اضطراب، بر تن و روان
الف) اثرات مخرب بر تفکر:
۱) اضطراب و نگرانی، موجب تمرکز و توقف فکر شما بر مشکلات، ناراحتی ها، بیماری ها و اتفاقات ناگوار می شود.
۲) ذهن شما را بر خویشتن متمرکز می کند.
۳) موجب می شود که فکر شما در مورد برخی چیزها بیش از حد، مشغول شود و به سایر امور، کلا بی توجه شوید.
۴) شما را بدبین می کند و همواره، رویدادها را «ناگوار» پیش بینی می کنید.
ب) اثرات مخرب بر رفتار:
۱) عملکرد شغلی و اجتماعی شما را مختل می سازد.
۲) بیش از حد، به دیگران وابسته می شوید و به آنها اعتماد و تکیه می کنید و اعتماد به نفس خود را از دست می دهید.
ج) اثرات مخرب بر احساسات:
۱) احساس گیجی، منگی و سردرگمی می کنید.
۲) احساس می کنید که توان کنترل خود را ندارید.
۳) احساس تسلیم و ناتوانی می کنید.
د) اثرات مخرب بر جسم:
۱) امکان خوابیدن راحت و آرام را از دست می دهید.
۲) احساس خستگی و کوبیدگی و ضعف جسمانی دارید.
۳) سردرد، درد قفسه ی سینه، درد پا یا دست، درد شکم و سوء هاضمه، به سراغتان می آید.
۴) تنیده و برانگیخته هستید.
● یک راه بی نظیر برای پیروزی بر اضطراب
ویلیام جیمز، استاد فلسفه ی دانشگاه هاروارد می گوید: «ایمان مذهبی بی هیچ تردیدی، عالی ترین وسیله ی دفع غم و ناراحتی هاست. دین خالص، هیجان و اضطراب و ترس و نگرانی را از انسان، دور می کند و امید و شهامت و قوت قلب به او می بخشد. دین، هدفی را در راه زندگی برای ما مشخص می کند تا در گرداب های هولناک زندگی، نقطه ی امن و راحتی را برای خود مهیا کنیم.
جدیدترین علم امروزی (یعنی روان پزشکی)، تازه همان چیزهایی را تعلیم می دهد که پیامبران به مردم خود می آموختند؛ چون روان پزشکان متوجه شده اند که ایمان مذهبی، اضطراب و نگرانی و دلهره ها را که بخش عمده ی بیماری های دائمی ما را تشکیل می دهند، از بین می برد.
عده ای از مردم در زندگی خود به مرحله ای می رسند که تمام منابع قدرتشان به پایان می رسد و دیگر هیچ نقطه ی امیدی در زندگی ندارند، حال آن که در وجودشان منابع قدرت عظیمی پنهان است که هرگز مورد استفاده قرار نگرفته اند. به راستی چه طور ممکن است که ایمان به خدا و مذهب، این قدر، آرامش و استقامت به انسان عطا نماید؟
کسی که متکی به حقایق بزرگ معنوی باشد، از تغییرات و تحولات مختصر و نشیب و فرازهای دائمی و جاری حیات، دستخوش اضطراب ونگرانی و تشویش نخواهد شد. و به قول معروف، در مقابل بد روزگار، تن به قضای الهی می دهد و با آغوش باز از مشکلات، استقبال می کند».
پس چرا در زمان اضطراب و نگرانی، به سوی خدا نرویم؟ چرا به گفته ی فیلسوف آلمانی «کانت» عمل نکنیم که می گوید: «به خدا ایمان بیاورید؛ چون به این ایمان، سخت نیازمندید».
حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند: خداوند سبحان ذکر (یاد) خود را صیقل دهنده و مایه ی روشنایی دل ها قرار داده است.(۱) و امام صادق (علیه السلام) نیز می فرمایند: «پدرم، امام باقر (علیه السلام)، هر وقت که مسأله ای او را محزون می کرد، زنان و کودکان را جمع می نمود و سپس دعا می کرد.»
قرآن کریم و روایات معصومان (علیهم السلام)، درمان تمام نگرانی ها و اضطراب ها را یاد و ذکر خدا (دعا و نیایش) معرفی می کنند و آرامش را در توجه به خدا عنوان می فرمایند.
پی نوشتها:
۱- نهج البلاغه
منابع:
۱- درمان اضطراب، همراه با آبشار آرامش، گیلیان باتلر تونی هوپ، ترجمه: کوشیار کریمی طارمی.
۲- غلبه بر اضطراب، بیژن علیپور و علی شمیسا.
۳- آیین زندگی، دیل کارنگی.
۴- دین و روان، ویلیام جیمز، ترجمه: مهدی قائمی، تهران: انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، ۱۳۷۲، دوم.
نویسنده:فاطمه عسگری
منبع : خبرگزاری فارس

همچنین مشاهده کنید


بیشترین بازدیدها - سرویس خبر
Copyright © 2008 - 2014 irlister.com. All Rights Reserved